مفاخر استانسید جلال الدین محدث اورموی

 

سید جلال الدین محدث اورموی

 

سید جلال الدین حسینی اورموی، معروف به محدث اورموی فرزند سید قاسم در ماه مبارک رمضان 1323 ه .ش در ارومیه به دنیا آمد. پسر بزرگ و فرزند اول خانواده و پدرش، خرده مالک بود . وی از سنین کودکی عشق فراوان به خواندن و نوشتن داشت. در درس خواندن او، تشویق فراوان پدربزرگش، میر عبدالله؛ بی تردید مؤثر بوده است.

تحصیلات محدث ارموی

وی تحصیل را با خواندن گلستان سعدی، صد کلمه رشید وطواط، کلیله و دمنه و دره نادری آغاز کرد و در حین تحصیل به تدریس نیز پرداخت.پس از اتمام تحصیلات مقدماتی و فراگرفتن ادبیات فارسی، به یادگیری ادبیات عرب و علوم اسلامی روی آورد. صرف، نحو، فقه، اصول و فلسفه را سال ها در محضر دانشوران آن شهر فراگرفت و با آن که بنیه ضعیفی داشت و گاهی دچار بیماری می شد ـ و پزشکان او را از مطالعه زیاد منع کرده بودند ـ در تحصیل، جدیتی فوق العاده از خود نشان داد و در بین عاملان شهر مشهور گشت. و او را به لقب «محدث» مفتخر ساختند .

او مدتی نیز در کنار تحصیل به کار پرداخت؛ از جمله زمانی در داروخانه قزوینی کارکرد که در همان مدت اندک، چند بار اشتباهات نسخه‌های پزشکان را اصلاح نمود. رئیس بهداری شهر پیشنهاد کرد که او تصدی داروخانه را به عهده بگیرد؛ ولی چون به دنبال تحصیل بود، آن کار را رها کرد. در همان ایام زبان فرانسه را نیز آموخت .عطش علم آموزی او را به سوی حوزه مشهد که در آن هنگام غنی و پررونق بود، کوچ داد. در بین راه عالمان شبستر از وی خواستند که سرپرستی حوزه آن شهر را به عهده بگیرد؛ ولی او نپذیرفت و به مشهد رفت. چهار سال از آن حوزه پرفیض بهره برد تا آن که قیام مسجد گوهرشاد پیش آمد. در این قیام گروه زیادی از طلاب و مردم دستگیر شدند و محدث که در مدرسه میرزا جعفر مشغول به تحصیل بود نیز به زندان افتاد.

محدث پس از آزادی از زندان به تهران بازگشت. او قصد داشت برای ادامه تحصیل به نجف برود؛ ولی در تهران به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به تبریز رفت و در دبیرستان نظام تبریز مشغول به تدریس شد. در سال 1320، با چهره نمایی عفریت جنگ جهانی دوم را افق تاریک غرب و فتنه آذربایجان، به سبب ورود روس ها به ایران، تبریز را ترک گفت و به تهران آمد و در کتابخانه ملی با سمت سرپرستی بخش نسخ خطی مشغول کار شد.

محدث به خاطر علاقه، پشتکار و جدیت فراوان، از مخزن نسخ کتابخانه ملی بهره بسیار برد و مخصوصاً چون دانشمندان به آن کتابخانه آمد و شد داشتند، نفس جمعی از آنان چون محمد قزوینی او را در کار دل گرم می کرد. او در این دوره با سید نصرالله تقوی آشنا شد و در مجالس روز جمعه او که مجالس علمی بود، شرکت جست. تصحیح و چاپ دیوان حاج میرزا ابوالفضل طهرانی نتیجه آن آشنایی و دوستی است. وی توسط مرحوم تقوی، با محمد قزوینی و پس از آن با عباس اقبال آشتیانی آشنا شد. دوستی محکم و خالصانه با سه دانشمند مذکور در کار و زندگی او تأثیر گذارده بود به طوری که تا آخر عمر از آن یاد می کرد.

دانشکده معقول و منقول آن روز (الهیات کنونی) محدث را به همکاری دعوت کرد و او در سال 1335 به آن ها پاسخ مثبت داد و تا 1347 ـ زمانی که بازنشسته شد ـ با آن دانشگاه همکاری کرد و البته باید گفت که دانشگاه تهران چنان که باید از او بهره نبرد..

او هر چند بیشتری سال های تحقیق و تدریسش را بیرون از حوزه علمیه و «مدرسه» به معنای سنتی و حوزوی اش بسر برد و اگر چه با محیط و فرهنگ دانشگاهی آن روزگار سر و کار داشت و خود درس دبیرستانی و دانشگاهی خوانده و به مقام دکتری رسیده بود؛ ولی از لحاظ رفتاری وی حوزوی اصیل ماند و شاید از همین جهت کمتر به «دکتر سید جلال الدین محدث» مشهور بود.

او فقط به دو جنبه از زندگی اهمیت می داد: یکی عبادت و ادای مناسک دینی و دیگری راه علمی و تحقیقی، و تا آن جا که در توانش بود از کارهای دیگر خودداری می کرد. در زندگی شخصی با افراد اندک رفت و آمد داشت و آنان نیز کسانی بودند که با علم نسبتی داشتند. از این افراد می توان به سید نصرالله تقوی، محمد قزوینی، عباس اقبال، سید هادی سینا، عبدالحمید بدیع الزمانی، جمال الدین اخوی و جعفر سلطان القرایی اشاره کرد. بسیار کم سفر می کرد. یک بار به سفر حج رفت و هر دوـسه سال یک بار در تابستان به مشهد می رفت.

عشق و علاقه فراوانش به تحقیق و پژوهش هیچگاه کم نشد و حتی با این که بدنش را به تیغ جراحان سپرد؛ با آن کسالت به پژوهش ادامه داد و «نسائم الأسحار» را تصحیح و چاپ کرد. او تا آخرین روز عمر خود از تحقیق و تصحیح دست برنداشت. از جار و جنجال و هیاهو، گریزان بود و شاید یکی از علت‌هایی که باعث شد در هیچ روزنامه و مجله، مقاله‌ای ننویسد، همین باشد.

عشق و علاقه به اهل بیت علیهم السلام:

محبت او به اهل بیت بسیار بود. سه عنوان از بزرگترین آثارش (تفسیر گازر، نقض و غارات) را به امام زمان عجل الله تعالی و فرجه الشریف اهدا کرده است. او شرح دعای ندبه را به عشق اهل بیت علیهم السلام تألیف کرد و فقط به خاطر استشمام شمیم معارف اهل بیت علیهم السلام، کتاب زادالسالک فیض کاشانی و شرح مصباح الشریعه، عبدالرزاق گیلانی را تصحیح کرد.

مرحوم محدث از معدود چهره‌های مقبول دو نهاد حوزه و دانشگاه است. آثار او در عین این که همه دینی هستند، ارتباط تنگاتنگی نیز با فرهنگ این مرز و بوم دارند که می توان به تصحیح تفسیر گازر و تصحیح نقض اشاره نمود. تفسیر گازر علاوه بر این که تفسیر قرآن کریم است؛ نثر آن از جهت قدمت نثرنویسی و ترجمه قرآن و... مورد توجه پژوهشگران زبان فارسی است؛ کتاب نقض، که یک متن فارسی قرن ششم است. محدث، با تصحیح این گونه آثار، دین خود را به فرهنگ این ملت و زبان فارسی ادا کرده است.

او سرانجام بعد از سال ها تحقیق، تصحیح و تألیف، در روز شنبه پنجم آبان ماه 1358 مقارن پنجم ذی الحجه الحرام (1399 هـ.ق) بدرود حیات گفت و در جوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی و امامزاده حمزه موسوی، جلو مقبره ابوالفتوح رازی و نزدیک دو محدث بزرگوار، خندق آبادی و محلاتی، به خاک سپرده شد.